عشق چیست؟

ساخت وبلاگ

شاگردي از استادش پرسيد:عشق چيست ؟

استاد در جواب بهش گفت:
به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور . اما  در هنگام عبور از
گندم زار  به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني!
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت .استاد پرسيد :
چه آوردي ؟ و شآگرد با حسرت جواب داد : هيچ! هر چه جلو ميرفتم خوشه هاي پر پشت تر ميديدم 
و به اميد پيدا كردن پر پشت ترين  تا انتهاي گندم زار رفتم استاد گفت : عشق يعني همين !
شاگرد پرسيد : پس ازدواج چيست ؟ استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلند ترين درخت را بياغور . اما به ياد داشته باش 
كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي ! شاگرد رفت  و پس از مدتي كوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد كه شاگرد 
را چه شد و او در جواب گفت : 
به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم انتخاب كردم و ترسيدم كه اگر جلو بروم باز هم دست خالي برگردم . همين !!
...
نویسنده : محمد امین بازدید : 74 تاريخ : جمعه 14 بهمن 1390 ساعت: 20:45