عاشق واقعی کیست؟

تعرفه تبلیغات در سایت

چند وقت پيش مطلبي را دروب يكي از دوستان خواندم  خيلي تحت تاثير قرارگرفتم .

 ان مطلب باعث الهام اين پست گرديد.(از دوستم اجازه گرفتم واين را گذاشتم. مطلب اين بود:

(گاهي مجبوريم از افرادي كه بي نهايت دوست شان داريم ودر كنارشون احساس ارامش ميكنيم

 كناره بگيريم زيرا وجود مان در كنار او باعث ازردگي خاطر اوست ايثار حكم ميكند به كنارگيري

 ما واين عميقترين دوست داشتن است.)

 بعد از خواندن اين مطلب احساس هاي متضادي درمن بوجود آمد.

البته من نظر دادم كه اين كار در واقعيت بسيار سخت و طاقت فرساست. 

ولي اين افكار من را رها نكرد . و سوالات بي شماري............داشتم.

نمي توانستم بپذیرم كه علاقه پاك وزلال.........دوست داشتن....وعشق.......

به جدايي منجر بشود.............اخه من معتقدم هميشه عشق واقعي با وصل توام است

 و هرگز جدايي به ان راه ندارد حتي اگر بعد مكان و زمان در ان  دخيل باشد...........

پس شما به من حق بدهيد كه دچار سردرگمي و حيراني شوم......

در زندگي هر كدام از ما شمه اي از علاقه وعشق ورزي وجود دارد كه بیشتراز اينكه

 طرف مقابل را دوست بداريم او را براي خودمان دوست ميداريم.....

(البته اين خود  يك بحث طولاني مي طلبد.......)

 هميشه از خودم مي پرسيدم :

عاشق واقعي كيست ؟؟؟وبعد از هزاران ساعت فكر و انديشه به یک جواب مي رسيدم ...

به همان جوابي كه در ثانيه اول رسيده بودم خدا....

بله من فقط يك عاشق مي شناسم و انهم خداست با تمام ويژگيهاي يك عاشق.

عاشقي كه هيچ معشوقي نمي تواند به جبران عشقش انگونه كه بايد باشد........

ایا خداوند نیز  معشوقه اش را به حال خود رها می کند..........؟؟؟!!!

اری زمانی که ما عطشی به عشقش نداشته باشیم مارا در حد یک مخلوق حفظ میکند.

 اما قلب مارا از عشقش تهی میکند ومانیز  با سر گرمیها دنیوی مشغول می شویم.......

پس به دلمون رجوع کنیم ببینیم ایا نیازی به عشق او داریم؟؟

 نکندقلب ما برای محبت غیر٬ از عشق عاشق اصلی خالی کنیم؟؟

و بعد دست خالی  بشویم و این عشق مجازی نیز قدر محبت و عشق ما  نداند و

 برای راحتی او مجبور به ترک او هم بشویم.

شاید بگویید ما در زندگی خیلیها را عاشقانه دوست میداریم که خداوند به دوست داشتن

 انها به ما سفارش کرده.....خوب ابن هم نوعی عشق ورزی به خداست......

بايد به وجود اين كلمه(عاشق)مباهات ورزيد و ان را يك صفت و ويژگي خاص دانست

همه كس شايسته ان نيست . خيلي وقتها ما ادعاي عاشق شدن در مي اوريم.

حال انکه براي رفع نيازهاي خودمان كسي را دوست ميداريم اين نياز است عشق نيست

اما  ما نيز قادر به عاشق شدن هستيم.... ولي ان زمان قالب جسماني ما تاب تحمل ندارد

 و از خواسته هاي ديگر تهي مي شود در اوج این حالت خیلیها از خود بیخود کرده.

ویا شايد گنجايش و ظرفيت شان بيشر می شود تا بتوانند تحمل عشق الهی را داشته باشند.

 

حال كه سخن به اينجا رسيد مي خواهم ازجبران خليل جبران برايتان بنويسم:

((ان وقت که نیلوفروجودت با گرمای محبت باز شد عشق بر تو نازل می شودو

 نشانه هایش تو را می رباید.به سمتی که از رفتن به انسو تو را گزیری و  گریزی نیست 

 وان جاست که تو ناچاری که به  ندای دلت گوش بسپاری وهدایت را از درون بطلبی.

 برای ازادی روح باید عاشق بود. چون عشق و ازادی هردو با هم کامل می شوند .

اولین گام در راه عشق ورزی طلب کردن است .

طلب کن......... و  باز طلب کن........................

 ازخدابخواه که عشق را روزی ات کند.

از خواستن وباز خواستن خسته نباش . 

 نفس عادت کرده تا بخواهد با شتاب دریافت کند.

 اما  دراین  مسیر بعد از طلب باید که صبر کنی .

 صبر تو رازلال می کند وپوسته های ضخیم نفس را می تراشد.

اگر بدانی که صبوری دردل طلب است ان وقت بذیرش ان برایت اسان خواهدشد.

اگر در این راه نگاهی دلت را لرزاند صدایی تو رابه سوی خدا خواند ودست نوازشی تو

 را نواخت همه این احوال را تجلی خالق در مخلوق بدان.

ان وقت است که تو بی واسطه نفس به سلوک عاشقی با می گذاری و

 وقتی مجذوب شدی می توانی دیگران رانیز جذب کنی .

از تصور هر تملکی رها شو ازقدرت وشهرت بپرهیز.

ان وقت می بینی که وقتی اعتماد می کنی و از زمین کنده می شوی

 در اغوش امن الهی  هم به دانش حقیقی و حکمت درون راه می یابی و

هم از گنجینه های پربرکت الهی توانگرخواهی شد.و

 به مقامی ومرتبه ای صعود می کنی که فرشته های اسمانی به ان سجده کردند.

و این پاداش کسانی است که طلب کردندو با صبوری در استانه رحمت الهی زانو زدند.

                       
 


نویسنده : محمد امین بازدید : 96 تاريخ : جمعه 14 بهمن 1390 ساعت: 20:48

نظر سنجی

عشق چیست؟

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :